بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت
  1. خانه
  2. کتاب
  3. مباحث نظری دین، کلام و کلام جدید (5)
  4. هرمنوتیک و تفسیر: نگاهی تطبیقی به دیدگاه شلایرماخر و علامه طباطبایی

هرمنوتیک و تفسیر: نگاهی تطبیقی به دیدگاه شلایرماخر و علامه طباطبایی

ناشر : مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص)

نویسنده : غلام رسول حمیدی

سال نشر : 1388

تعداد صفحات : 192

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 34952 10003022
2,200 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

هرمس، در یونان باستان، پیام خدایان را در حد فهم بشری تنزیل می کرد، به همین خاطر به کار هرمسی در غرب هرمنوتیک گفته شد. در سنت اسلامی برای رساندن چنین معنایی واژه تفسیر به کار می رود. فلسفه ی کار هرمسی نیاز به فهم است. فهم در زمینه های مختلفی مطرح است، ازین رو شلایرماخر هرمنوتیک عام را مطرح می کند و متناسب با آن از قواعد عامی برای فهم، سخن می گوید. در مورد کاربرد این قواعد در فهم قرآن همواره میل و تردید با هم وجود داشته زیرا، از یک طرف، اکثر این قواعد عقلایی و جهان شمول اند و از طرفی دیگر، گفته شده که خاستگاه هرمنوتیک غرب است. داوری درست همواره در گرو شناخت درست است.

ایمان به وجود معنای نهایی برای متن و عینیت آن، عدم استقلال متن از مؤلف (مؤلف محوری)، توجه به نیت مؤلف و... و همچنین تاکید بر دو شیوه تفسیر دستوری (توجه به زبان متن) و روان شناختی (توجه به گوینده متن) و عنایت به ماهیت دوری و ارجاعی فهم (دور هرمنوتیک)، که ریشه در امر عقلایی توجه به قراین و سیاق سخن دارد و... از ویژگی های بارز هرمنوتیک شلایرماخر است.

وجود ویژگی های فوق با وضوح بیشتر یا کمتری در هرمنوتیک علامه طباطبایی (تفسیر قرآن با قرآن) روش های مشترکی را برای رسیدن به فهم معنای متون پیشنهاد می کند. اما مطرح بودن برخی پیش فرض های ویژه ای در مورد قرآن کریم از جمله وحیانیت آن که سبب استعلای این متن مقدس از دیگر متون شده است، مستلزم به کارگیری روش های خاصی، علاوه بر قواعد فهم متون عقلایی و ممنوعیت کاربرد روش های دیگری مانند روش اصطیادی (تفسیر به رأی) در هرمنوتیک قرآن کریم است.

مقدمه کتاب

در سال های اخیر عده ا ی برای درک وضع تاریخی و فهم تازه و عصری فرهنگ و اعتقادات خود به فلسفه های جدید اروپایی روی آورده اند. سیاست، جامعه، زبان رسمی و آداب دینی و اعتقادات همه متون فرهنگ و تاریخ اند. این متن ها را باید فهمید و تفسیر کرد. هرمنوتیک فرهنگ و تاریخ هنوز برای ما کار آسانی نیست اما به هر حال، با روشن شدن نا کار آمدی نظام های فکری و فلسفی بشری در تأمین سعادت انسان اینک «خدا در حال بازگشت است» و مساله فهم سخن او (دین) در همه جهان، جهان اسلام و در میان ما مطرح گردیده است. تفسیر و تعبیر احکام و روایات دینی و اخلاقی و حتی عرفانی بر وفق مشهورات و مقبولات زبان، نیاز به مبانی نظری و فلسفی ندارد. ولی این بار قرائت مبنایی و بازنگری شده از دین مطرح است.

تفسیر متجدد مآب دوران اخیر تاریخ ما کم و بیش تابع یا تحت تأثیر متدلوژی پژوهش های علمی، آراء و عقاید و ایدئولوژی های سیاسی و مخصوصاً تعالیم مارکس و مارکسیسم و تا حدی جامعه شناسی دورکیم و وبر بوده است. تاثیر تعالیم و آراء بعضی متکلمان مسیحی را نیز نباید از نظر دور داشت اما کسی یا کسانی را نمی شناسیم که با آراء و افکار شلایرماخر و امثال او به اندازۀ کافی آشنا شده و تحت تأثیر آن دین، آیین، فرهنگ، سیاست و گذشته را تفسیر کرده باشند. البته کتاب هایی که شرح مختصر آراء این صاحب نظران هم در آن ها آمده است وجود دارد ولی به نظر نمی رسد که شارحان و مفسران با خواندن این مقالات از آن ها برای تفسیر تاریخ و فهم دین چیزی بیاموزند. اگر فلسفه دانان ما به درجه و مقامی در عقل و فهم رسیده باشند که بتوانند تاریخ و «وضع موجود» خود را بر اساس یک نظر کلی تفسیر کنند، به توفیق بزرگی نایل شده اند. این امر در تاریخ صورت گرفت و با عقلی که در اروپا ظاهر شده بود، اروپا و جهان دیگرگون شد، این عقل را باید درک کرد. حتی برای گذشتن از آن و رسیدن به عقل دیگر این آشنایی و درک لازم است و اگر نباشد راه ها بسته می ماند. هرمنوتیک همین عقل است.

اقبال به فلسفه مدرن و هرمنوتیک به ویژه از آن جهت مهم است که فهم آن ها ما را به چیز مهم تری که در ورای آن قرار دارد نزدیک می کند. ما نیاز مند باز شناسی تاریخ و وضع موجود خود هستیم. و در جهانی که تشخیص راست و دروغ دشوار است، باید سخن فهم و سخن شناس شویم و هرمنوتیک همین سخن شناسی است.

ما نیازمند درک سخن شیخ مفید، بوعلی، مولوی و ملاصدرا هستیم و دشواری کار عذر تقصیر نخواهد شد.

کتاب حاضر حاصل تلاشی در همین راستا و به شیوه تطبیقی است، زیرا تطبیق و مقایسه، یکی از اصول هرمنوتیک برای رسیدن به فهم است؛ تطبیق دو سنت، دو شیوه، حال و گذشته. مهمترین دلایل گزینش شلایرماخر و علامه طباطبایی این است که هردو:

-فیلسوف اند؛

-متکلم و متأله اند

-روحانی و دین شناس اند؛

-مفسر اند؛

-کتاب مقدس را تفسیر می کنند؛

-یکی وارث سنّت یونانی مسیحی است و دیگری وارث سنّت یونانی اسلامی؛

- یکی کانت و دکارت را می شناسد و دیگری صدرا و بوعلی را؛

و...

پرداختن به نظرات این دو از جهت دیگری نیز مهم است و آن تأثیر عمیقی است که آنان بر پسینیان خود داشته اند. شلایرماخر که بنیان گذار و پدر هرمنوتیک مدرن و کلام جدید نام گرفته، دیگرگونی های بسیاری در الهیات پدید آورد. نقّادی های او بر کلیسا راه تازه ای در تدوین کلام پروتستان ها گشود. و نو آوری های او در الهیات، یک قرن بر الهیات پروتستان حکومت داشت. و او از جهت سیطره فکری بر پسینیان خود، با شیخ طوسی قابل مقایسه است. سیطره روز افزون علامه طباطبایی هم بی نیاز از گفتن است.

افزون بر این، علامه طباطبایی در تفسیر وزین «المیزان» روش خاصی را به کار می برد. این روش که روش «تفسیر قرآن با قرآن» نام گرفته است یادگار علامه طباطبایی محسوب می شود. هرچند که رگه هایی از این روش در سنّت تفسیری ما، قبل از وی، نیز به چشم می خورد. یکی از ویژگی های این شیوه ی تفسیری بسط پذیری و انعطاف آن نسبت به مباحث جدید از جمله هرمنوتیک است. به گونه ای که برای کسانی که با این مباحث آشنایی دارند تفسیر قرآن با قرآن بی درنگ یکی از بنیادی ترین مباحث هرمنوتیک، از ابتدا تا کنون یعنی «دور هرمنوتیکی» را تداعی می کند و بر عکس. ازین رو همواره این سوال مطرح بوده که این دو اندیشه چه نسبتی با هم دارند؟ آیا این دو عین هم اند یا تفاوت دارند؟ آنچه ذکر شد ایجاب می کند که به این مسئله پرداخته شود و میان اندیشه های این دو شخصیت مقایسه صورت گیرد. باشد که این کار ناچیز یاد آور پروژه جامع و لازم دیگری باشد و آن کار تطبیق جامع و وسیع این دو شخصیت ماندگار است.

مطالب این پژوهش در ضمن چهار بخش ذیل و به روش کتابخانه ای و مطالعه منابع موجود و نقل، توصیف، مقایسه، تحلیل و بررسی طرح شده است:

بخش اول بیان کلیات مرتبط با موضوع مانند مفاهیم اصلی و توضیح مفردات مربوط به آن را به عهده دارد.

بخش دوم به بررسی دیدگاه شلایرماخر با استفاده از آثار او در هرمنوتیک می پردازد.

بخش سوم عهده دار بررسی دیدگاه علامه طباطبایی در هرمنوتیک (یا هرمنوتیک علامه طباطبایی) است.

بخش چهارم وظیفه مقایسه و تطبیق دیدگاه ها و نتیجه گیری را به عهده دارد.

این تحقیق نگاهی است تطبیقی به دیدگاه دو اندیشمند مربوط به دوره ی هرمنوتیک مدرن در جهان اسلام و غرب است که در اواخر قرن هجدهم و با کار شلایرماخر آغاز شد. این مطلب خود محدوده زمانی و مکانی تحقیق را تعیین می کند. ضمن این که به پشینه ی موضوع نیز پرداخته شده است. به لحاظ موضوعی، این پژوهش به فلسفه (اعم از معرفت شناسی، فلسفه تحلیلی و زبان) کلام و علوم قرآن مربوط است.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط