بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت
  1. خانه
  2. کتاب
  3. جامعه (15)
  4. مدیریت، برنامه ریزی و کار (5-15)
  5. نظریه سازمان: نگاه ها و چالش ها (دوره دو جلدی)

نظریه سازمان: نگاه ها و چالش ها (دوره دو جلدی)

معرفی کتاب

کتاب حاضر با ارائه نوعی واکاوی ساختاریافته، رویکردهای مختلف به نظریه سازمان از سرچشمه های نخستین آنها تا تازه ترین مباحث، به منظور توسعه نظریه مدیریت و رهبری بر مبنای پیش فرض های هستی شناسی و شناخت شناسی به چالش کشیده شده و نیمه تاریک سازمان را آشکار می سازد، که به منظور بازتعریف سازمان علاوه بر بررسی ماهیت و پیچیدگی نظریه سازمان، واکاوی نظریه های مدرنیست، شکل گیری نظریه های نومدرنیست، فلسفه های پست مدرن و نظریه سازمان به عنوان ابزار درک عمیق از سازمان، پیوند نظریه های مدیریت با نظریه سازمان و روندهای نوظهور در نظریه سازمان مورد بررسی قرار گرفته است.

جلد اول مجموعه حاضر، پنج فصل اول کتاب را تشکیل داده است.

فصل اول با عنوان «معرفی نظریه سازمان: نظریه سازمان چیست و چرا اهمیت دارد؟»، با بررسی چیستی نظریه آغاز می شود؛ سپس به بررسی ماهیت نظریه در علوم اجتماعی می پردازد. این موضوع مهم بحث انگیز، با استفاده از برخی مصادیق نظریه - بویژه با تمرکز بر چگونگی انجام فعالیت های عملی ـ بسط داده می شود تا اجزای تشکیل دهنده و موارد گوناگون استفاده از نظریه را نشان دهد. در این فصل ضمن بررسی چگونگی تعریف سازمان ها از حیث مبانی نظری، به بحث پیرامون برخی موانع فرا روی صدور یک تعریف از سازمان می پردازد؛ آنگاه در راستای نیل به تعریفی کاربردی از سازمان به واکاوی نحوه عمل نظریه های سازمان در زمینه تبیین و تاثیرگذاری بر رفتار انسان در بسترهای سازمانی خواهد پرداخت. جنبه هایی از این موضوعات بحث انگیز - با عنایت به رابطه غامض بین نظریه سازمان و عمل مدیریت، و نیز شکل هایی از نظریه که با دیدگاه مدیریت گرا انطباق ندارند ـ مورد توجه قرار می گیرند. این فصل ضمن ارائه تبیینی از تنوع آشکار که در نظریه سازمان یافت می شود، به انجام رسیده و این تنوع را به ساختار و خردمایه بقیه کتاب پیوند می دهد.

فصل دوم با عنوان «نظریه سازمان مدرنیست: زیربنای آینده؟»، به واکاوی یکی از نهضت های اجتماعی تأثیرگذار، که به عنوان مدرنیسم شناخته می شود، و هنوز هم بر توسعه سازمان ها و نظریه سازمان تاثیرگذار است می پردازد. در واقع این فصل به چگونگی شکل گیری و ماهیت نظریه سازمان مدرنیست اختصاص دارد.

فصل سوم با عنوان «نظریه سازمان نومدرنیست: اولویت با انسان؟»، با بحثی در مورد ایده های کلیدی نهفته در بستر جریان نومدرنیسم شروع می شود. این فصل نشان می دهد که چگونه این مکتب، به ویژه در ایالات متحده، به عنوان تلاشی برای فراخوانی علوم اجتماعی در قالب یک نظریه سازمان متمایز که بر جایگاه انسان ها در سازمان ها تاکید دارد، شکل گرفت که این مرور رهنمودهایی کاربردی را برای مدیران سازمان ها در بر دارد. همچنین نشان می دهد که چگونه این ایده برای نشان دادن اهمیت رویکرد نومدرنیست در سازمان های معاصر به کار گرفته شده است. سپس به یکی از رویکردهای غالب نظریه سازمان نومدرنیست، یعنی مکتب روابط انسانی که در مدرسه بازرگانی هاروارد ایالات متحده آمریکا شکل گرفت، می پردازد. این جریان ما را به سوی بحث در مورد مطالعات هاثورن، به عنوان یکی از پروژه های پژوهشی عمده مدرسه بازرگانی هاروارد که تاثیری ماندگار بر توسعه پژوهش سازمانی داشت رهنمون می سازد. پس از انجام این مرور در مورد شکل گیری نومدرنیسم، به بحث در مورد شیوه ای که بدان طریق این رویکرد فهم ما را از رابطه میان سازمان ها و جامعه به چالش کشید، این که چگونه فهمی متمایز از فرهنگ سازمانی و نوعی رویکرد خاص به مدیریت تغییر ارائه کرد پرداخته شده است.

فصل چهارم با عنوان «نظریه سازمان نومدرنیست: سوار بر امواج نو؟»، با تعریف نظریه موج نو و طرح خاستگاه های آن در ارتباط با مبحث کنترل شروع می شود. سپس تشریح خواهد کرد که هر گونه تلاشی در جهت کنترل یا تاثیرگذاری بر رفتار زیردستان، به سبب ماهیت غیرقابل پیش بینی واکنش های اعضای سازمان و مهم تر از همه به علت آنچه که سازمان غیررسمی نامیده می شود، فرایندی بسیار پیچیده و غامض است. در ادامه لایه دیگری از این پیچیدگی که منبعث از نحوه کارکرد اشکال کنترل رسمی است را وا کاویده است. سپس دو تبیین جایگزین در مورد گسترش مشهود مدیریت فرهنگ را مد نظر قرار می دهد: یکی از آنها پیدایش مدیریت فرهنگ را واکنشی ناگزیر به تغییرات محیط سازمان ها می داند و دیگری بر تغییرات صورت گرفته در ایدئولوژی ها و گفتمان های مدیریتی متمرکز می شود، که این موضوع با بررسی بیشتر در مورد خاستگاه های فلسفی و نظری مدیریت موج نو پیگیری می شود. نهایتاً این فصل با تشریح اهمیت و سهم مدیریت فرهنگ در سازمان های معاصر به پایان می رسد.

فصل پنجم با عنوان «نظریه سازمان پست مدرن: اشکال سازمانی نو برای هزاره نو؟»، با مقدمه ای در مورد مفهوم پست مدرنیسم آغاز می شود و مباحث پیرامون رابطه میان تغییرات اقتصادی و فرهنگی و تاریخچه این اصطلاح را مد نظر قرار می دهد. در بخش بعدی فصل به معرفی مختصر فراصنعتی گرایی و جامعه اطلاعاتی و بررسی تغییرات منبعث از هر یک برای جامعه و سازمان ها پرداخته شده است. سپس در ادامه فصل در مورد پسافوردگرایی بحث شده است. در این راستا سه مکتب فکری مرتبط با پسافوردگرایی معرفی و بررسی می شوند. نهایتاً نیز نگاهی به کار استوارت کلگ و پائول هیدبرند که ویژگی های اشکال سازمانی پست مدرن را به طور مفصل مطرح کرده اند، پرداخته شده است.

جلد دوم مجموعه حاضر، فصول ششم تا دهم کتاب را تشکیل داده است.

فصل ششم با عنوان «پست مدرنیسم به منزله یک فلسفه: چالش واپسین نظریه سازمان؟»، در چهار بخش به واکاوی پست مدرنیسم پرداخته شده است. اولین بخش به بررسی شکل گیری پست مدرنیسم پرداخته، عناصـر اصلـی آن را بر می شمرد و آن را از مدرنیسم متمایز می سازد. بخش دوم به بررسی کار سه تن از متفکرین اصلی یا «سه گانگان مقدس» پست مدرنیسم می پردازد. در این راستا ابتدا نظری به ژاک دریدا و کار او در مـورد چرخـش زبان شـناختـی و شالوده شکنی؛ سپس به ژان فرانسوا لیوتارد و نظر وی در ردّ فراروایت؛ و نهایتاً میشل فوکو و کار وی در مورد قدرت، دانش و گفتمان می پردازد. در بخش سوم در مورد فرهنگ سازمانی بحث می نماید. و در بخش چهارم چالش های پست مدرنیسم برای آینده نظریه سازمان مورد بررسی قرار گرفته است.

فصل هفتم با عنوان «نظریه سازمان بازاندیشانه: نمادها، معانی و تفسیرها»، به ترتیب به بررسی مباحث زیر می پردازد. تعریف نظریه سازمان «بازاندیشانه»، مقایسه و مقابله نحله های مختلف نظریه سازمان تفسیری بازاندیشانه از حیث اندیشه ورزی آن ها در مورد نحوه معنابخشی اعضای سازمان به زندگی های کاری شان، بحث در مورد شیوه هایی که افراد بدان طریق خود را در سازمان تعریف می کنند، ارزیابی بینش های ارایه شده این نظریه ها در مورد شیوه هایی که افراد و گروه ها بدان طریق هویت هایشان را شکل می دهند، بررسی این که این نظریه های متفاوت به چه نحو درک ما را از فرهنگ سازمانی غنا می بخشند، واکاوی این که این نظریه ها چگونه فهم ما از سازمان ها را به چالش می کشند.

فصل هشتم با عنوان «نظریه سازمان انعکاسی: نظریه انتقادی و روان کاوی؟»، به بحث و بررسی در توسعه فهم رویکردهای اصطلاحاً انعکاسی به سازمان ها پرداخته است. بر همین اساس این فصل به مباحث می پردازد: واکاوی سیر تطور نظریه انتقادی به عنوان نگاهی چالش برانگیز در نظریه سازمان، واکاوی سیر تطور روان کاوی به عنوان نگاهی چالش برانگیز در نظریه سازمان، بررسی شیوه های که بدان طریق نظریه انتقادی و روان کاوی در کنار یکدیگر، بینش هایی انعکاسی در مورد ماهیت سازمان ها ایجاد می کنند، بحث در این مورد که چگونه نظریه انتقادی و روان کاوی فهم ما از رابطه سازمان و جامعه را به چالش می کشند، بحث در این مورد که نظریه انتقادی و روان کاوی به چه نحو، فرد، گروه و سازمان را به چالش می کشند، بحث در مورد نگاه های چالش گر نظریه انتقادی و روان کاوی نسبت به فرهنگ سازمان، واکاوی نگاه های چالشی نظریه انتقادی و روان کاوی برای طراحی سازمانی، و بحث در این مورد که نظریه انتقادی و روان کاوی چگونه فهم ما از رهبری و مدیریت را به چالش می کشند.

فصل نهم با عنوان «سیر تطور مدیریت از منظر نظریه سازمان مدرنیست»، در مورد مباحث زیر بحث می نماید: ارائه شرحی تاریخی در مورد ریشه ها و سیر پدید آمدن مدیران به عنوان یک گروه اجتماعی مشخص و مدیریت به عنوان یک کارکرد مجزا و سلسله مراتبی در تقسیم کارهای سازمانی، تشریح تز مدیریت گرایان و تفاسیر نظری مختلف از این روند سازمانی، تشریح شکل گیری و توسعه «مدیریت گرایی جدید» و برشمردن مشخصاًت مهم آن، تحلیل رواج مدیریت گرایی جدید در محیط کار و بررسی تحولات اخیر اثرگذار بر نظریه سازمان موج نو، واکاوی پایه های نظری دفاعیه اقتصادی از دموکراسی سازمانی به عنوان چالشی بالقوه برای مدیریت گرایی.

فصل دهم با عنوان «نگاه ها و چالش ها»، در مورد مباحث زیر بحث کرده است: طرح مختصر موضوعات بحث انگیز محوری هر یک از فصول، واکاوی دیدگاه مفسران در مورد وضعیت رشته، تأمل در مورد بحث هم مقیاسی و ناهم مقیاسی پاردایم ها، اندیشه ورزی در مورد بحث استفاده علمی از نظریه سازمان، برشمردن روندها و جهت گیری های آتی ممکن نظریه سازمان.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط