بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت
  1. خانه
  2. کتاب
  3. جامعه (15)
  4. علوم سیاسی (1-15)
  5. قدرت نرم چین: استراتژی چین در حال ظهور در سیاست بین الملل
  • قدرت نرم چین: استراتژی چین در حال ظهور در سیاست بین الملل

قدرت نرم چین: استراتژی چین در حال ظهور در سیاست بین الملل

ناشر : دانشگاه امام صادق (ع)

مترجم : عسگر قهرمان پور بناب

سال نشر : 1390

تعداد صفحات : 456

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 37495 10003022
هم اکنون غیرقابل سفارش!

معرفی کتاب

کتاب حاضر در پی آن است تا با ارائه بررسی و تحلیل عمیق از قدرت نرم چین، چشم اندازها و دیدگاه های نخبگان چینی درباره قدرت نرم و تأثیرات و الزامات استراتژی قدرت نرم این کشور در سیاست جهانی را بررسی نماید. این بررسی و تحقیق ذاتاً میان رشته ای است، زیرا موضوع قدرت نرم شامل سیاست داخلی، فرهنگ، تاریخ، روابط اجتماعی و البته رهیافت های متعارف در قبال روابط بین الملل می شود. چگونه نخبگان چینی قدرت نرم را مفهوم سازی کرده و چه فهمی از قدرت نرم چین دارند؟ چرا در سال های اخیر چنین علاقه شدیدی به قدرت نرم در چین پیدا شده است؟ نخبگان چینی در اعمال قدرت نرم در استراتژی بین المللی چین در سده بیست و یکم چه نقشی دارند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، نویسندگان اثر حاضر اسناد متعدد رسمی، نوشته های مهم استادان و مهمترین گزارش ها و تحلیل های رسانه های موجود در سطح ملی را بررسی می کنند.

کتاب حاضر شامل 13 فصل است.

فصل اول با عنوان «قدرت نرم؛ پرورش یا طبیعت»، به طور خلاصه درباره گفتمان های کنونی در باب قدرت نرم چین بحث نموده است، و مفهوم سازی نای از قدرت نرم را بررسی، یک رهیافت «توسل به قدرت نرم» را ارایه داده و سرانجام ساختار کتاب حاضر را تشریح نموده است.

در فصل دوم، نویسنده تلاش می کند گفتمان چینی را درباره قدرت نرم تحلیل کند و به پرسش های مهم زیر پاسخ بدهد: چگونه نخبگان چینی قدرت نرم را مفهوم سازی کرده و چه فهمی از قدرت نرم چین دارند؟ چرا در سال های اخیر چنین علاقه شدیدی به قدرت نرم در چین پیدا شده است؟ نخبگان چینی در اعمال قدرت نرم در استراتژی بین المللی چین در سده بیست و یکم چه نقشی دارند؟

یانگ جین تسانگ در فصل سوم گفتمان بیرونی درباره قدرت نرم چین را بررسی می کند. نویسنده خاطرنشان می سازد اغراق گویی اخیر درباره قدرت نرم چین باعث هیجان، جذابیت، ترس، تشویق و نگرانی میان اجتماعات پژوهشی و استادان و تشکیلات مشابه سیاست گذاری شده است. ادعا می شود که چین پایه های قدرت نرم اش را به بهای قربانی ایالات متحده بنا کرده است و یک "تهاجم مجذوب کننده" را در سطح جهان افزایش داده است تا جهان را از منظر خودش تغییر و دگرگون سازد. آیا اساس و محتوایی غیر از این در ورای این ادعاها وجود دارد؟ قدرت نرم چین چیست؟ چین با چه روشی قدرت نرم اش را انباشت می کند؟ چرا باید در این برهه زمانی چنین خشمی نسبت به قدرت نرم چین وجود داشته باشد.

یانگ دنگ در فصل چهارم بررسی می کند که چگونه قدرت نرم در دوران پس از جنگ سرد در عمل و کلام استراتژی بین المللی چین تجلی یافته است. نویسنده استدلال می کند که بیشتر آثار و نوشته ها در خصوص قدرت نرم و حتی قدرت نرم چین به شدت متاثر از تعاریف ژوزف نای هستند و همواره بر توانایی برای تولید جذابیت خالص و ساده، همذات پنداری قوی و تمایل برای پیروی از دیگران تاکید می کنند.

جیانگ فن چن در فصل پنجم قدرت نرم را از منظر دکترین فرهنگی مین (Mean) چین بررسی می کند، یعنی فلسفه سنتی چین درباره چگونگی استفاده از قدرت و نفوذ مین یکی از ارزش های اصلی و مهم در فرهنگ چین است. ماهیت دکترین مین روابط متوازن انسان و انسان، انسان و جامعه، انسان و طبیعت و روابط متوازن میان کشورها محسوب می شود. تحقق و فعلیت بخشیدن به دکترین مین برمی گردد به سازگاری سیاه و سفید، ین (yin) (اصل مونث یا منفی در طبیعت) و یانگ (yang) (اصل مذکر یا مثبت در طبیعت)، چپ و راست، خیر و شر، آنها و ما.

زیائو چنگ در فصل ششم بر آموزش و برنامه های مبادله آموزشی بین المللی در توسعه قدرت نرم چین تاکید می کند. او نخست یک نگاه جامعی از موفقیت های آموزش چینی ارایه می دهد. پس از یک دهه تلاش طولانی هماهنگ، چین عنوان رتبه نخست فارغ التحصیلان دانشگاهی را کسب کرده است و به مکان یادگیری مهمی برای دانشجویان بین المللی تبدیل شده است. فرار مغزها که چین به لحاظ تاریخی آن را تجربه کرده است اکنون به دلیل بازگشت فزاینده فارغ التحصیلان چینی از خارج به شدت کاهش یافته است. حکومت چین از داشتن بزرگترین روحیه آموزشی در دنیا قانع نیست. زمانی که حکومت چین پیامدهای "جهش بزرگ آموزشی رو به جلو" را رفع کند، می تواند چین را به قدرتمندترین کشور آموزشی دنیا در دو جبهه تبدیل کند: به تبدیل کردن چندین دانشگاه چین جزو بهترین دانشگاههای دنیا ادامه بدهد و دست به ماموریت جدید بزند تا با ارتقای موسسه های کنفسیوسی در سرتاسر جهان قدرت نرم چین را به فراتر از مرزهای کشور توسعه بدهد.

زونگینگ پانگ در فصل هفتم، موضوع بحث انگیز الگوی توسعه چینی را مورد توجه قرار می دهد که به اصطلاح "اجماع پکن نیز به آن گفته می شود. پانگ نوشتار خود را با این پرسش آغاز می کند: آیا توسعه خیره کننده چین در حال تبدیل شدن به قدرت نرم کشور است؟ توسعه سریع اقتصادی با نیروی محرکه اصلاحات بازار، به موضوع اصلی چین در سه دهه گذشته تبدیل شده است. چین به عنوان یک تسهیل و مشارکت کننده کلیدی در جهانی شدن عمل کرده است. به لحاظ منطقی، موفقیت اقتصادی چین، نشانه یا منبع قدرت ملی و قدرت نرم این کشور است. پانگ معتقد است تجربه چینی ها عملاً الهام بخش بسیاری از تحلیل های دیگر کشورهای دنیا در خصوص امکانپذیری به کارگیری برخی جنبه های مسیر مدرنیزاسیون چین برای کشورهای توسعه نیافته بوده است. حتی بسیاری از رهبران سیاسی در کشورهای توسعه یافته تجربه چینی ها را با تحسین می نگرند. با این وجود، پانگ خاطرنشان می سازد که توسعه چین دارای نشانه های جدی ضعف نیز است. اگر چین نتواند با چالش های پیش روی مقابله کند، جذبه و کششی که دارد چه بسا تداوم پیدا نکند. در طولانی مدت، الگوی چینی ممکن نیست به منبعی برای قدرت نرم چین تبدیل شود، چون چین خودش در حال تحول است و اقتصادهای سیاسی دیگر کشورهای در حال توسعه دستخوش تحولات و دگردیسی هایی می شوند که ممکن است کاملاً متفاوت از الگوی چینی باشد. با این وجود، چون چین مسیر جدیدش را در قبال "توسعه علمی" پیدا کرده است، احتمال دارد منفعت بیرونی را در الگویش جذب کند.

زیائوگانگ دنگ و لنین شانگ در فصل هشتم نفوذ فرهنگی چینی ها را در جهان مورد بررسی قرار می دهد. نویسندگان استدلال می کنند که به تلاش های مداوم چینی ها برای اعمال قدرت فرهنگی شان توجه کمتری شده است. فرهنگ منبع بالقوه مهمی برای قدرت نرم محسوب می شود چون دولت ملت ها همواره تلاش می کنند جنبه های خوب فرهنگ شان را به نمایش بگذارند تا تصویری بهتر از کشورشان ایجاد کنند. با این وجود، بحث جاری در مورد بعد فرهنگی قدرت نرم چین غالباً بر انجمن کنفوسیوسی و رشد محبوبیت آموزش زبان چینی متمرکز بوده است. بررسی های کمتری درباره تلاش های همه جانبه چین برای تبدیل شدن به قدرت بزرگ فرهنگی دنیا بحث می کنند. برداشت و خرد متعارف این است که چین قدرت بسیار محدودی در این زمینه دارد. دنگ و تسانگ استدلال می کنند که هدف چین فراتر از تبدیل شدن به یک ابرقدرت اقتصادی است. از آنجایی که اهمیت قدرت اقتصادی چین همچنان رو به رشد است، این کشور نیز می خواهد به قدرت بزرگ فرهنگی دنیا تبدیل شود. نویسندگان با استفاده از منابع متعدد داده ها ارزیابی می کنند که آیا چین با توجه به تجارت فرهنگی و ارتقای رسانه هایش در دنیا می تواند به یک قدرت بزرگ جهانی در تولید فرهنگی تبدیل شود. آنها نتیجه گیری می کنند که چین ممکن است بیش از آنکه مردم عادی تصور می کنند قدرت فرهنگی بیشتری داشته باشد.

یوشوآ کورلانتزیک در فصل نهم کتاب نفوذ قدرت نرم چین را در آفریقا بررسی می کند. او تصریح می کند که در یک دوره نسبتاً کوتاه، چین روابط اقتصادی و دیپلماتیک نزدیکی را با بسیاری از کشورهای آفریقایی توسعه داده است. در واقع، تصویر عمومی چین در آفریقا در حال حاضر مثبت تر از هر قاره دیگری است. تا حدودی، این "تهاجم نرم و جذب کننده" ناشی از قدرت نرم چین است – به ویژه، برنامه های آموزشی برای نخبگان آفریقایی، دیپلماسی موثر و جذابیت الگوی توسعه چینی که در آفریقا بیشتر از هر قاره دیگری گسترش یافته است. کورلانتزیک استدلال می کند که چون قدرت سخت چین در آفریقا کمتر از آسیا است، قدرت نرم اش در این قاره حتی بسیار مهمتر است. در واقع، چین از قدرت نرم اش برای کمک به تولید برآیندهای سیاست گذاری مطلوب از جمله قراردادهای نفتی و گازی جدید استفاده کرده است. با این حال، اگر چین می خواهد قدرت نرم اش تثبیت و موثر باشد و خیابان های آفریقا را پر از قدرت نرم کند، در طولانی مدت، نیازمند گسترش جذابیت اش در آفریقا است.

تسیکون تسو در فصل دهم بررسی می کند که چگونه چین نفوذاش را در کره جنوبی و استرالیا از اواسط دهه 1990 گسترش داده است. نویسنده معتقد است، کره جنوبی و استرالیا نسبت به ایالات متحده کمتر نگران ظهور چین هستند. روابط میان چین و این دو کشور در دهه گذشته به سرعت در حال گسترش بوده است. از این رو جالب است بررسی شود که چرا کره جنوبی و استرالیا نسبت به ایالات متحده دیدگاه خیرخواهانه تری به چین دارند. نویسنده استدلال می کند که دیپلماسی قدرت نرم چین در سالهای اخیر بسیار کامل و جامع تر شده است. استراتژی های چین اکنون شامل انجام دیدارهای سطح بالا، ارتقای وابستگی متقابل اقتصادی، تاکید بر منافع مورد انتظار از رفاه چینی ها، گسترش مبادلات فرهنگی و اجتماعی و ارایه تصویر جدید صلح آمیز و غیر تهدید آمیز از چین در سرتاسر جهان می باشد. به گفته تسو، اگرچه در روابط چین باکره جنوبی و استرالیا برخی عوامل "امنیت سخت" از قبیل موضوع کره شمالی، رهیافت ظالمانه چین به تاریخ و بی اعتمادی طولانی استرالیا همچنان وجود دارند، ولی دیپلماسی قدرت نرم چین در تقویت روابط چین باکره جنوبی و استرالیا بسیار موفقیت آمیز بوده است.

نفوذ فزاینده چین در آسیای جنوب شرقی یک موضوع مورد بحث در سالهای گذشته بوده است.

ایگناتیوس ویبوو در فصل یازدهم توجه بیشتری به این موضوع می کند. او معتقد است که نفوذ چین در آسیای جنوب شرقی مدتهاست که آشکار بوده است و حتی در دوران جنگ سرد نیز اینگونه بوده است، به ویژه زمانی که چین از جنبش های انقلابی در منطقه حمایت کرد. بعد از مرگ مائوتسونگ در سال 1976 و پیامد اصلاحات 1978، چین یک استراتژی جدید و متفاوتی برای توسعه در پیش گرفت و به همین سان درباره سیاست خارجی نیز استراتژی جدیدی اتخاذ کرد. کشورهایی که هنوز غرق در ایدئولوژی ضد کمونیستی بودند به ویژه کشورهای آسیای جنوب شرقی در ابتدا به چین به ویژه قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی این کشور به دیده سوء ظن و تردید می نگریستند. ویبوو در این فصل تصریح می کند که بحران مالی آسیا در سال 1997 این چشم انداز همیشگی و دیرین را تغییر داد: از آن پس روشن شد که نه تنها چین به چندین کشور مساعدت مالی می کند بلکه چین تلاش کرد تا به تدریج از این بحران نجات پیدا کند. کشورهای آسیای جنوب شرقی با دلسردی و ناامیدی از تاثیرات سرمایه داری نئولیبرال و دموکراسی مورد ادعای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی با دیده تحسین و احترام به چین نگریستند تا حدی که چین را به عنوان الگوی توسعه ای در نظر گرفتند که بازارهای آزاد و جامعه سیاسی غیرلیبرال را ترکیب می کند. "اجماع پکن" به جز اندونزی و فیلیپین در میان کشورهای آسیای جنوب شرقی محبوبیت بدست آورد و به منبع اصلی قدرت نرم در منطقه تبدیل شد. این نفوذ حقیقتاً به دلیل جایگاه انعطاف پذیری چین در امور منطقه ای و تولیدات فرهنگی از سال 2000 از چین به کشورهای آسیای جنوب شرقی افزایش و گسترش یافته است. از آنجا که آخرین یافته های علمی ارتباط میان تغییرات جوی و فعالیت انسانی را با دقت علمی توصیف می کنند، چین به عنوان یکی از بزرگترین پخش کننده های گازهای گلخآنهای، اکنون زیر ذره بین بین المللی قرار گرفته است.

گانگ چن در فصل دوازدهم، قدرت نرم چین را با بررسی وضعیت مشارکت این کشور در مذاکرات بین المللی بر سر تغییرات جوی، مورد توجه قرار می دهد. نویسنده استدلال می کند که مشارکت فعال در این مذاکرات و نهادها بخش مهم فعالیت های دیپلماتیک چین از اوایل دهه 1990 بوده است که به نحوی بطور موثر تصویر بین المللی چین و قدرت نرم اش را ارتقاء داده است. برخلاف اجتناب ایالات متحده از امضای پروتکل کیوتو، مشارکت فعال گذشته چین در موافقت نامه های بین المللی در خصوص گرم شدن جهانی آب و هوا، نشانگر موفقیت دیپلماتیک این کشور و جلب تحسین از سوی کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته است. چین با روبرو شدن با فشارهای داخلی و بین المللی در مذاکرات پس از کیوتو در خصوص تغییرات جوی به خوبی درک می کند که اگر همچنان هرگونه کاهش این گازهای گلخانه ای را رد کند و به افزایش آن به سرعت ادامه بدهد تصویرش در جهان کاملاً خدشه دار خواهد شد. از این رو، چین در یک دوراهی قرار گرفته است. از یک سو، به دلیل مشکلات زیست محیطی اش از آسیب قدرت نرم در عذاب است ولی امیدوار است با بهره گیری از همکاری بین المللی این مشکلات را حل کند. از سوی دیگر، از این امر واهمه دارد که کاهش تعهدات ممکن است مانع رشد سریع اقتصادی چین شود و به این ترتیب قدرت سخت اش را نیز ویران کند.

در فصل سیزدهم، نویسنده استدلال های مهم و مکاشفه های این تلاش را به طور خلاصه جمع بندی می کند. او همچنین چندین پرسش را مطرح می کند که تحلیل گران آینده قدرت نرم چین می توانند آنها را مدنظر قرار بدهند. نویسنده با بررسی جهان بینی های چین، تصویر طولانی مدت از قدرت نرم چین را بررسی می کند. او استدلال می کند هر چند چین به سرعت حرکت کرده است و تلاش های خودآگاهآنهای برای ترویج قدرت نرم انجام داده است تا منافع اش را ارتقاء دهد و نفوذش را به عنوان یک قدرت در حال ظهور گسترش بدهد، ولی رهیافت اش برای اعمال قدرت نرم همچنان ناقص است. این امر عمدتاً بدان خاطر است که ارزش های سیاسی پراگماتیک ورای رشد اقتصادی سریع چین عمدتاً برای نخبگان اقتدارگرا جذاب است و نظم جهانی چین به سختی با تحول هنجارهای بین المللی معاصر سازگاری دارد. به رغم موفقیت اولیه اش، رهیافت کنونی چین در قبال قدرت نرم فاقد جذابیت های اخلاقی معاصر است و از این رو به دشواری در رقابت با ایالات متحده پایدار است تا الهام بخش آرمان ایجاد یک جهان آزاد و مرفه باشد.
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط