بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت
  • جاسوس بازی

جاسوس بازی

ناشر : شهید کاظمی

نویسنده : حمید داودآبادی

سال نشر : 1398

تعداد صفحات : 284

خرید پیامکی این محصول
جهت خرید پیامکی این محصول، کد محصول، نام و نام خانوادگی، آدرس و کد پستی خود را به شماره زیر ارسال نمایید: کد محصول : 80540 10003022
35,000 31,500 تومان
افزودن به سبد سفارش

معرفی کتاب

داستانی واقعی از ایرانی هایی که به هر دلیل و انگیزه، به کشور خود خیانت کردند

آنچه در این کتاب خواهید خواند، نه داستان ‌هایی پلیسی است به ‌شیوۀ آگاتا کریست و نه قصه ‌هایی هیجانی به‌ تقلید از جیمز باند! داستان ‌های آن‌ ها، واقعی بودند یا تخیلی، متعلق به عصر و زمان و مکان خودشان بودند. ماجراهایی بسیار تلخ است از برخی افراد که خواسته یا ناخواسته، خود را قربانی بیگانگان کردند و در نهایت اینکه هیچ ‌کدام از این ماجراها، تخیلی، داستان و ساخته‌ و ‌پرداختۀ ذهن یک داستان‌ نویس نیستند. همۀ آنچه خواهید خواند، حوادثی است که چه‌ بسا به ریختن خون‌ های بی ‌گناهان بسیاری منجر شده است تا دشمنان از دست ‌اندازی به کشور عزیزمان ایران، ناکام بمانند.
از جمله آثار نویسنده میتوان به راز احمد، ناگفته ها، سی و هفت سال، دیدم که جانم میرود و ... اشاره کرد.

مقدمه نویسنده:

شنیده‌ ام یا کجا خوانده ‌ام، یادم نیست ولی مضمونش این بود:
گویند روزی تیمور گورکانی، با لشکریانش، شهری را به محاصره درآورد. هر چه کرد، نتوانست مقاومت اهالی شهر را بشکند تا آنجا را اشغال کند. چند روزی بدین منوال گذشت. ناگهان خبر آوردند عده ‌ای از داخل شهر آمده‌ اند. آن‌ ها را نزد تیمور بردند. تعداد اندکی از اهالی شهر بودند. با دیدن تیمور، با ذوق و شوق به او گفتند: «ای تیمور جهان‌ گشا! الان به ‌راحتی می‌ توانی قدم بر شهر ما بگذاری. ما آن عده را که در برابر شما مقاومت می ‌کردند، کشتیم و تعدادی را هم اسیر کرده و خدمت شما آورده‌ ایم. حال قدم بر دیدۀ ما نهاده، شهر و دیار ما را نیز بر فتوحات خویش بیفزایید.» تیمور که این‌ گونه دید و شنید، برآشفت و با عصبانیت دستور داد تا گردن همۀ آنان را بزنند.
همراهان تیمور از چنین فرمانی تعجب کردند و از او پرسیدند: «تیمور بزرگ، چرا فرمان قتل اینان را می‌ دهی؟ این‌ ها که به شما خدمت کرده و اهالی شهر خویش را کشته یا اسیر کرده و کار ما را برای فتح شهر آسان کرده ‌اند!»
تیمور گفت: «این‌ ها که به هم‌ وطنان خویش این‌ گونه خیانت کرده ‌اند، خدا می ‌داند فردا با ما چه خواهند کرد! پس سریع گردن این خائنان به وطن خویش را بزنید.»

گزیده متن

سال 1336 (1957 م)، پلیس فدرال آمریکا موفق شد سرهنگ رودولف آبل (Rudolf Abel) را به جرم سیاسی برای اتحاد جماهیر شوروی بازداشت کند. در دادگاه آبل که در آمریکا برگزار شد، "جسمز دونووان" (Donovan Jemes Britt) معاون وقت سازمان جاسوسی آمریکا (CIA)، به عنوان وکیل، به دفاع از آبل پرداخت. این کار وی باعث اعتراضات بسیاری به خصوص از درون سازمان سیا شد. دونووان در جواب همه اعتراضات گفت:

" سرهنگ آبل که امروز او را به جرم جاسوسی از ایالات متحده آمریکا محاکمه می کنیم، هیچ کاری نکرده است به جز خدمت به کشور خودش اتحاد جماهیر شوروی؛ آبل به کشور خود خیانت نکرده است. در این دادگاه به جای آبل، باید آمریکایی ها را محاکمه کنیم که به آبل اطلاعات داده و به کشور خود خیانت کرده اند!"
  • زبان کتاب
    فارسی
  • شابک
    978-622-6609-69-2
  • سال نشر
    1398
  • چاپ جاری
    1
  • تاریخ اولین چاپ
    1398
  • شمارگان
    1000
  • نوع جلد
    جلد نرم
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحات
    284
  • ناشر
  • نویسنده
  • وزن
    351
  • تاریخ ثبت اطلاعات
    سه‌شنبه 13 خرداد 1399
  • تاریخ ویرایش اطلاعات
    چهارشنبه 21 خرداد 1399
  • شناسه
    80540
کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
محصولات مرتبط