بعدی
بعدی بازگشت
بعدی بازگشت

سال 88 داشته های کشور یکی یکی در حال ویرانی بود و باید کاری می کردم

انتشارات مرتبط : سوره مهر

نویسندگان مرتبط : حسینعلی جعفری

گفت وگو با حسینعلی جعفری درباره رمان «دقیقا نیمه شب»

چهارشنبه 4 دی 1398

به گزارش پاتوق کتاب فردا به نقل از خبرگزاری سوره مهر، امروز این نویسنده است که تاریخ را می سازد یعنی وقتی در گذشته، نویسنده رمان تاریخی می نوشت در واقع به شرح وقایع تاریخ در قالب رمان می پرداخت ولی امروزه دیگر وقایع را شرح نمی دهد بلکه آن ها را می سازد. در گذشته ادبیات و داستان هستۀ تاریخ را تشکیل می دادند و از زمان ارسطو قصه با تاریخ پیوند داشت ولی امروزه این نویسنده است که تاریخ را می نویسد و در قالب داستان به خلق تاریخ می پردازد. به بیان ساده می توان گفت: داستان در گذشته ابزار بیان تاریخ بود اما امروزه داستان خالق تاریخ است.

اینها را گفتیم تا اشاره کنیم به حسینعلی جعفری نویسنده سمنانی که توانسته با بهره گیری از قدرت رمان به خلق یکی از حوادث تاریخی اخیر بپردازد. جعفری با دستمایه قراردادن حوادث سال 1388 رمانی نوشته به نام «دقیقا نیمه شب» و کوشیده با صراحتی مثال زدنی این برهه از انقلاب را جلو چشم مخاطب مجسم کند تا تاریخ را تکرار نکند. با او درباره این رمان گفت وگویی انجام داده ایم که می خوانید:

جرقه نوشتن این رمان چگونه در ذهن شما زده شد؟

در سال هشتاد و هشت هم نگران اوضاع بودم و هم پیگیر. به زعم من داشته های کشور یکی یکی در حال ویرانی بود. به ذهنم رسید که من هم باید کاری بکنم و به سهم خودم جلوی این ویرانی سد شوم. از دست یک نویسنده چیز دیگری جز نوشتن بر می‏ آید؟ نه.

چرا عنوان "دقیقا نیمه شب" را برای این رمان انتخاب کردید؟ آیا این مسئله اشاره ای است به اعلام نتایج انتخابات در شامگاه خرداد 88؟

عنوان رمان را از رمز کودتای 28 مرداد 1332 گرفتم. همان ابتدای رمان هم اشاره کوتاهی داشتم به زمان دکتر مصدق. در آن زمان هم با آشفته سازی جامعه و ذهن افراد، زمینه های کودتا را فراهم ساختند. نیم نگاهی هم به اعلام نتایج دور از انتظار و غیرقانونی آن شامگاه هم داشتم ولی بیش از هر چیز می خواستم با اشاره به کودتای 28 مرداد نگاه مخاطب را به سمت و سوی شباهت های این دو رخداد ببرم.

در گفت وگویی عنوان کرده اید که رمان مستند است، آیا شما از نزدیک در جریان حوادث آن روزها که بیشتر در تهران یعنی مرکز در جریان بود قرار داشتید؟

اگر منظور از مستند، واقعی بودن همه شخصیت ها و رویدادها باشد خیر. منظورم ـ اگرچه به گمانم دقیقاً این تعبیر را به کار نبرده بودم و احتمالاً اشتباه خبرنگار باشد. هرچه باشد آلان به خاطر ندارم ـ مبتنی بر استناد بودن رویدادها و اخذ شخصیت های رمان از افراد واقعی ولی با نگاه و نگرش و پردازش خودم بوده و هست.

علاوه بر پیگیری حوادث و پیگیری اخبار آن روزها با افراد حاضر در صحنه از هر دو سوی یا بهتر است بگویم از چند سو گفت وگو کردم. دلایل و استدلال های همه را می شنیدم. یادداشت ها و بیانیه ها و غیره و غیره. هر چیزی که راجع به آن روزها پیدا می کردم می خواندم و می دیدم. یکی از کارشناس های ادبی به من می گفت که جز یک مورد در بقیه جاها عین واقعیت بود. البته این که رمان عین واقعیت باشد به نظر بسیاری از رمان نویسان و منتقدان نه تنها حسن نیست شاید عیب هم باشد.

شخصیت های رمان چگونه خلق شدند؟ آیا در همان دوران به این تیپ شخصیت ها برخورد داشتید یا تنها در ذهن شما خلق شده اند؟

به قول معروف هردوانه. هم با این تیپ شخصیت ها برخورد داشتم و هم شخصیت هایی در ذهنم خلق شدند.

خواننده با خواندن این رمان قرار است چه پیامی دریافت کند؟

اجازه بدهید خواننده خودش اگر پیامی در رمان بود دریافت کند. اگرچه به نظر من واضح است. البته من بیشتر دنبال شرح یک وضعیت بودم. سعی هم داشتم که سوگیری نداشته باشم. نمی دانم موفق شدم یا نه. حتی رئیس جمهور مستقر را نقد کردم. یکی از طرفداران آقای احمدی نژاد حتی تعداد نقدها را هم شمرده بود. حتی شعارهای تند مخالفان رئیس جمهور مستقر را آوردم و ابایی از این کار نداشتم. شاید یکی از دلایل وقفه در انتشار رمان همین چیزها بود. کارشناس ادبی طرفدار آقای هاشمی رفسنجانی می گفت چرا اینگونه بی پروا اسم بردی. در حالی که سوال حبیب شخصیت عاقل رمان را ندید. یکی دیگر از نویسندگان که دوست من هم هست می گفت فقط صفحه اول را خواندم و گذاشتم کنار. توصیه می کرد منتشرش نکنم. خلاصه داستان نشر این رمان هم خودش داستانی است.

شما هم این روزها در جریان وقایع و آشوب های پس از سهمیه بندی بنزین که کشور را درگیر کرده، هستید، فکر می کنید با خواندن این رمان خواننده در نمی یابد که فتنه ها جریان دارند و باز هم جریان خواهند داشت و وظیفه آنها چیست؟

مدینه گفتی و کردی کبابم. امان از بی تدبیری مسئولین در سهمیه بندی بنزین. وقتی اولویت منِ مسئول ـ البته کلمه مسئول برای خیلی از مدیران این مملکت تعبیر درستی نیست چون همه شان رئیس هستند و شیفته ریاست ـ جناح و گروه و منافع فردی خودم باشد اصلا و ابدا به فکر مردم و مملکت نخواهم بود. مگر بنزین سهمیه بندی نبود؟ اگر عیب و ایراد داشت نیاز به ساماندهی بهتر داشت خب بسم الله. سهمیه بندی را تعطیل کردند و دوباره برگشتند نقطه سر خط. کسی جوابگو هست؟ خیر. مجلس چی؟ اگر زد و بندهای سیاسی و جناحی و تبانی های پشت پرده نیست چرا کسی مسببین را زیر سوال نمی برد؟ چرا کسی پاسخگوی این همه ضرر و زیان نیست؟ شاید من نمی بینم. شاید من از همه جا بی خبرم. بله فتنه ها در اشکال مختلف و با رنگ های مختلف ظهور و بروز می کنند. وظیفه مردم؟ مردم که وظیفه شان را خوب می دانند ولی متاسفانه آن رئیس های به ظاهر عاشق خدمت به وظیفه شان درست عمل نمی کنند. شاید اصلاً ندانند که وظیفه اصلی شان فقط حفظ صندلی ریاست نیست. الله اعلم.

با توجه به حجم 500 صفحه ای کتاب، به نظرتان آیا روایت مستندگونه از فتنه 88 برای مخاطب امروز که فاصله چندانی با آن رخدادها ندارد خسته کننده نیست؟

این سوال را باید از خوانندگان پرسید. خلاف نظر جنابعالی را از بعضی خوانندگان شنیدم. مثلاً از کسی که در متن حوادث و رویدادها بود. البته نظری هست که می گوید باید چند سال ـ به نظر بعضی مثلاً چهل سال ـ از یک رویداد فاصله بگریم تا بتوانیم همه ابعاد آن را بشناسیم. این نظر را رد نمی کنم ولی دلیل نمی شود که از مسائل روز و رو در رویی با آن پرهیز کنیم.

سخن آخرم این که فتنه 88 از این جهت فتنه بود که چیزهای زیادی را از انقلاب گرفت. ریزش ها دردناک است حتی اگر یک مورد باشد. البته رویش ها را نباید نادیده گرفت.

برای خرید اینترنتی این کتاب از سایت پاتوق کتاب فردا اینجا را کلیک نمایید.

کاربر گرامی توجه داشته باشید که این بخش صرفا جهت ارائه نظر شما در رابطه با همین مطلب در نظر گرفته شده است. در صورتی که در این رابطه سوالی دارید و یا نیازمند مشاوره هستید از طریق تماس تلفنی و یا بخش مشاوره اقدام نمایید.
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
نظر
کد امنیتی
اخبار مرتبط
محصولات مرتبط